این مقاله نشان میدهد كه نظام مدیریت دانش تأثیر بسزایی بر مزایای رقابتی، تصمیمگیری و یادگیری سازمانی دارد. نتایج این بررسی نشان میدهد كه متغیرهای مستقل و وابسته تصمیمگیری، یادگیری سازمانی و مزایای رقابتی، تحت تأثیر این مدل قرار دارند. این پایگاه به ترتیب 45درصد واریانس اندازهگیری درست، 41درصد واریانس سازمانی 87درصد واریانس مزایای رقابتی را نشان میدهد و نقش مهمی در تقویت مزایای رقابتی ایفا میكند. در این مقاله, بر اساس یافتههای تحقیق, در زمینه موارد علمی و نظری بحث و بررسی شده است.
* نویسنده : كاظم جعفری
شركتهای بازرگانی برای ایجاد و حفظ مزایای رقابتی باید بتواند تحت شرایط متغیر و غیرقابل پیشبینی، مهمترین دارایی استراتژیك خود یعنی اطلاعات را مدیریت كنند. در دیدگاه موردنظر كه اغلب از آن با نام دیدگاه دانشمدار یاد میشود، با ارزشترین منابع سازمانی، اطلاعات و روشهای انجام كار تلقی شدهاند. استفاده از منابع وابسته به اطلاعات بویژه در بازارهای پویای در حال تغییر به گونهای است كه میتوان اطلاعات را به كاربرد و در هنگام نیاز با تصمیمگیرندگان در میان گذاشت. سیستمهای متعدد IT ، جریانهای دانش را پشتیبانی میكنند. KMS سیستم اطلاعاتی مناسبی است كه از این جریانات در ایجاد، جمعآوری، سازماندهی و انتشار دانش مؤثر حمایت میكند. مهمترین ویژگی KMS كیفیت سیستم است كه معمولا بر عملكرد آن و بهرهبرداری از منابع تأكید دارند. از این سو، كیفیت KMS با در نظر گرفتن انتقال دانش موجب میشود تا تصمیمگیرندگان برتر, از منابع دانشی استفاده كنند. در واقع میتوان گفت، تصمیمگیری امری متمركز است كه به KMS نیاز دارد تا منابع اطلاعاتی موردنظر را برای بهینهسازی آن تأمین كند. یكی از قابلیتهای مهم KMS، دستیابی به توازن مناسب میان اكتشاف و استخراج اطلاعات است. این اطلاعات را باید از میان فرایندهای توصیفی و استدلال لازم برای حفظ مزایای رقابتی بهدست آورد.
از سوی دیگر، KMS بر فرایندهای اطلاعاتی تأكید میورزد كه توانایی یادگیری را افزایش میدهند. این امور پایههای سازماندهی، یادگیری از منظر اكتساب، انتشار، تعبیر و بهینهسازی اطلاعات تجاری است. KMS از طریق بهبود توانایی در جمعآوری، سازماندهی و انتشار اطلاعات، یادگیری را تقویت میكند. بنابراین, مدیریت درست یادگیری و تصمیمگیری میتواند راه حلی مناسب برای مشكلات تجاری و در نتیجه بهتر شدن مزایای رقابتی باشد.
بهرغم اهمیت زیاد، تحقیقات اندكی در زمینه توانایی تصمیمگیری، سازماندهی و مزایای رقابتی صورت گرفته است. محققان به دلیل نداشتن دركی درست از تأثیر KMS بر مزایای رقابتی برای هدایت شركتهای بازرگانی، ملزم میشوند فعالیتهای عملكردی یك سازمان را بروشنی توضیح دهند.
این بررسی از سه جنبه صورت گرفته است:
1. بررسی تلفیق KMS با فرایندهای تصمیمگیری، یادگیری سازمانی و مزایای رقابتی
2. توضیح روابط پویا میان KMS و تصمیمگیری و یادگیری
3. ارائه دلیل كافی در زمینه تأثیر KMS بر دانش و انتقال آن در یك سازمان
زمینه نظری
مدیریت استراتژیك در دهه 1990 تغییری اساسی در حفظ مزایای رقابتی محسوب میشد. این موضع از دید صنعتی (شركت تجاری یعنی مجموعهای از فعالیتها) و نیز از دید منابع اطلاعاتی (شركت یعنی مجموعهای از ذخایر منحصر بفرد) حائز اهمیت است. دیدگاه منابع اطلاعاتی, این امور را عوامل اصلی نگهداری مزایای رقابتی میداند. عواقب این تغییر در نگرش، منجر به شكلگیری بازاری شد كه تولید سنتی را در محیطی پویا و رقابتی تحت تأثیر قرار داده است. توانایی رقبا در بهدست آوردن منابع مورد نیاز برای حضور در رقابت بزرگ، اطلاعات را به مهمترین عامل استراتژیك یك شركت تبدیل كرده است. مهمترین نتیجه چنین دیدگاهی، به وجود آمدن نگرش دانش محور در شركتهاست.
در این دیدگاه, دانش سازمانی میتواند منبع استراتژیك كلیدی باشد كه در آن، فرایندهای یادگیری سازمانی، دانشی خاص در مورد محیط، اهداف و فرایندها را بهدست میآورد. یادگیری را میتوان مجموعهای از فعالیتها دانست كه به هدف نهایی شركت میرسند و یا هنگامی كه میان اهداف و نتایج بهدست آمده هماهنگی لازم وجود ندارد، آن را برطرف میسازند. در هر دو مورد، افراد كار میكنند ولی سازمان, نقشهها را مشخص كرده و هنجارها و ارزشها را تعریف میكند و براساس اطلاعات كافی برای تصمیمگیری در شركت عمل میكند.
با تبدیل شدن دانش به یكی از منابع مهم و تأثیرگذار شركتهای بازرگانی، نسل جدیدی از سیستمهای IT وارد بازار شدند كه با نام "سیستمهای مدیریت اطلاعات" شناخته میشوند. گرچه اولین كاربران این سیستمها ، شركتهای بزرگ مشاورهای بودند، امروزه از آنها در بخشهای مختلف صنعتی نظیر: امور پزشكی، مهندسی، طراحی مواد و ساخت و تولید نیز استفاده میشود. KMS محصولی از فناوری اطلاعات است كه مدیریت دانش را سازماندهی میكند. KMS را میتوان بهعنوان برنامهای با هدف فعالیتهای حرفهای و مدیریتی، از طریق توجه به تولید، جمعآوری، سازماندهی و انتشار اطلاعات برابر یافتهها، تعریف كرد. در این برنامه، اطلاعات باید بهدست آمده، تنظیم و كنترل شده و با مجموعهای از افراد، سازمانها و برنامههای فناوری اطلاعات، هماهنگ شود. این امر را میتوان بر اساس دستیابی ضمنی به دانش در مقابل دستیابی صریح، در سه مجموعه ذیل طبقهبندی كرد:
- سیستمهای پویا (شبكههای تخصصی، اجتماعات تجربی و كتابهای راهنمای تلفن)
- سیستمهای فرایندگرا (بهترین شیوهها، توضیحات پایگاه دادهها و مخازن اطلاعاتی)
- سیستمهای یكپارچه (پورتالهای مشاركتی، پورتالهای خارج شبكهای و پورتال داخل شبكهای)
یكی از ویژگیهایی كه نقش بسزایی در نگهداری و حفظ مزایای رقابتی ایفا میكند، كیفیت KMS است. بنابراین زمانی كه شركتی از این برنامه استفاده میكند، میتواند مطمئن باشد كه دانش درست از افراد مطمئن را در اختیار دارد. این امر موجب تصمیمگیری بهتر و یادگیری موفقتر و در نهایت كسب مزایای رقابتی خواهد شد.
كیفیت سیستم مدیریت دانش و تأثیر آن بر مزیت رقابتی
KMS میتواند از طریق نظر سنجی بهدست آمده، از طریق تأثیر در تصمیمگیری، یادگیری سازمانی و ایجاد مزایای رقابتی، دانش سازمانی حمایت كند. فرضیههای موجود در این زمینه به دو گروه تقسیم شدهاند. در فرضیههای گروه نخست، تأثیرات KMS بر تصمیمگیری و یادگیری، مورد توجه قرار میگیرد. یعنی تأثیر KMS بر یافتن دانش، استخراج دانش و تأثیرات آن در در شكلدهی دانش، اكتساب منابع دانش، ساماندهی یافتهها و انتشار دانش. در گروه دوم، تأثیرات KMS بر تصمیمگیری و یادگیری با توجه به مزایای رقابتی به طور توأمان در نظر گرفته میشود. شكل1 نشان میدهد كه KMS تصمیمگیری، یادگیری و بهدست آوردن مزایای رقابتی، تأثیر دارد.
سیستمهای مدیریت دانش
مدل موفقیت، شامل شش جنبه مرتبط در موفقیت به شرح ذیل است: كیفیت سیستم، كیفیت اطلاعات، استفاده از سیستم، میزان رضایت كاربران، تأثیر افراد و تأثیر سازمان. برای بررسی این روش، مدل كلینگر "دیلون و مك لین" انتخاب شده و متغیرهای كیفی برای اندازهگیری میزان كیفیت KMS به كار رفتهاند. KMS به عنوان تفكر كاربرسیستم با متغیرهای سنجیده میشود كه عبارتند از: اعتبار، انعطافپذیری، یكپارچگی، دردسترس بودن و بجا بودن. متغیرهای یاد شده، برای سنجش كیفی KMS به كار میروند.
اعتبار، یعنی درجه اطمینان كاربرد KMS؛ انعطافپذیری یعنی میزان تطابق KMS با تغییر نیازهای جدی. یكپارچگی یعنی روش KMS در زمینه تلفیق اطلاعات از منابع مختلف. در دسترس بودن یعنی سهولت و دسترسی استخراج اطلاعات از KMS . بجا بودن یعنی روشی كه KMS براساس آن به مشكلات و تقاضاها پاسخ میدهد.
استخراج یعنی بهینهسازی دانش موجود و كشف اطلاعات یعنی نیاز به داشتن دانش جدید. این دو به عنوان مكمل یكدیگر و نه جایگزین هم عمل می كنند. زیرا سازمان ها باید به مجموعههای گوناگون اطلاعاتی دست یابند تا قابلیتهای ذهنی. عقلانی خود را افزایش دهند. به بیانی دیگر، روند تصمیمگیری عبارت است از: اطلاعات استخراجی و اكتشافی. برخلاف اهمیت موضوع، این تحقیق مباحث یاد شده را در برنمیگیرد. بنابراین، فرضیه 1 مورد بررسی قرار میگیرد كه میگوید: فرضیه 1: KMS با فرایند تصمیمگیری و قابلیت یادگیری سازمانی، همبستگی مثبت دارد.
فرایند تصمیمگیری
در فرایند تصمیمگیری، افراد دو نوع متفاوت از دانش را با هم تركیب میكنند كه عبارتند از: دانش ضمنی و دانش عینی كه به شكلهای مختلفی در دسترس قرار دارند. تصمیمگیری، به فهم بهتر از مشكلات و شكلگیری دانش جدید منجر خواهد شد. بنابراین، فرایند تصمیمگیری با شناخت و تشخیص مشكل آغاز میشود. با جستوجو برای یافتن راهحلهای موجود و داشتن راهحلهای جدید، ادامه مییابد و با ارزیابی و انتخاب راهحلهای جدید، ادامه مییابد و با ارزیابی و انتخاب راهحلی بهتر، پایان میپذیرد. در بسیاری از سازمانها، بهترین و مناسبترین تصمیمات و هنگامی اتخاذ میشوند كه انتخاب، ارزیابی و گزینش راهحل، از طریق تبادل اطلاعات میان تعداد زیادی از متخصصان، صورت میگیرد. بنابراین، مدیریت دانش یعنی از بین بردن دانش تكراری از طریق خلاصهسازی، طبقهبندی و پیشنهاد طراحی جدید. درواقع طی فرایند تصمیمگیری، تلاش زیادی صورت میپذیرد تا میزان قابل توجهی از اطلاعات فراهم آید و تصمیمگیرندگان بتوانند بر چند موضوع اصلی، تأكید ورزند.
در كل، نوع پشتیبانی فراهم شده توسط سیستمهای اطلاعاتی نسبتاً انفعالی است زیرا انتظار میرود كه افراد, دادههای داخلی و خارجی را مرور كرده و نقاط اختلاف و انحراف را از طریق گزارشها و پرسشنامههای پایگاه دادهها را پیدا كنند. این درحالی است كه KMS فعالتر عمل میكند زیرا دادهها را با تجزیه و تحلیل ساماندهی میكند تا به شكلگیری راهحلهای جدید و بازگشت اطلاعات منجر شود. در این مطالعه، باید به ارزیابی و سنجش تأثیر KMS بر تصمیمگیری توجه كرد و این یعنی میزانی كه KMS اطلاعات كشف شده و استخراج را با هم میآمیزد. بنابراین فرضیه الف – 1 مورد بررسی قرارمیگیرد كه میگوید: فرضیه الف- 1: KMS با فرایند تصمیمگیری، همبستگی مثبت دارد.
قابلیت یادگیری سازمانی
یادگیری سازمانی یعنی به دست آوردن شناخت و دانش توسط افراد و گروههایی كه میخواهند در شغلهایشان تصمیمگیری كنند و یا برای انجام كارهای مهم بر دیگران تأثیر بگذارند. منابع موجود نشان میدهند كه یادگیری سازمانی شامل 4 فرایند است كه عبارتند از: شكلگیری دانش، جمعآوری دانش، ساماندهی دانش، بهینهسازی دانش و توزیع آنها.
1. شكلگیری دانش، به توانایی سازمان برای دادن راهحلهای مناسب و ایدههای مفید گفته میشود. شكلگیری دانش فرایندی ثابت و قابل برنامهریزی نیست بلكه مدام در حال تغییر و تحول است. شكلگیری دانش در یك سازمان، توسط افراد صورت میگیرد، یعنی افراد سازمان از طریق تفكر و فرضیهسازی، به راهحلهای مفید دست مییابند.
2. منظور از اكتساب دانش، توانایی شركت در شناسایی و بهدست آوردن دانش مورد نیاز برای انجام پروژههاست. بسیاری از شركتها راه سادهتری را انتخاب میكنند وچون شكلدهی دانش امری دشوار تلقی میشود، دادههای مورد نیاز خویش را از طریق ذخایر دیگران تأمین كرده و برای استفاده خود تغییر میدهند.
3. در مورد سازماندهی دانش، نظریات زیادی وجود دارد از جمله مدلهای تولیدی قانونمند، شبكههای توزیع اطلاعات و مدلهای فرضی.
درنهایت، منظور از انتشار اطلاعات میزانی است كه دادههای بهدست آمده از طریق كانالهای رسمی و غیررسمی, میان شركای سازمانی و واحدهای عملكرد دادهها، منتشر میشود.
هنگامی كه KMS امری منفرد را مورد پشتیبانی قرار میدهد، تقلید از سازمانهای دیگر كاری بسیار سادهاست، اما در مورد هزاران مسئله دیگر، به دلیل نقش مهم KMS و تأثیر جمعی بر سازمان، تقلید دیگران از سازمان امكانپذیر نیست. بنابراین KMS را میتوان عامل حمایتی مناسبی در یادگیری سازمانی دانست كه به عنوان یكی از مزایای رقابتی مدنظر گرفته میشود.
فرضیه ب-1: KMS با فرایند یادگیری سازمانی در ارتباط است.
دستیابی به مزایای رقابتی
KMS شباهتهایی با نرمافزارهای مهندسی دارد، اما تأكید اصلی آن بر دانش است تا پردازش دادهها. بر همین اساس است كه KMS به بهبود تصمیمگیری و یادگیری سازمانی (تولید، جمعآوری، سازماندهی و انتشاردانش) و نیز ایجاد مزایای رقابتی میانجامد. در سازمانهای دانشمدار، پردازش اطلاعات موفقیت تجاری بزرگی است. «اسپندر» گفته است دانش یك شركت تجاری و قابلیت استخراج دانش جدید، هسته مركزی آن شركت را تشكیل میدهند. دانش، دارایی مهمی است كه شركت میتواند داشته باشد. درواقع KMS میتواند اطلاعات از هم گسسته را تلفیق كند، به یافتن راهحلهای مناسب در زمان و مكان سرعت ببخشد. از دوبارهسازی سازمانی جلوگیری كند و كار را برای كاربر یا كاربران سادهتر سازد. این امور، باعث میشوند تا شركتها به اقتصادی پویا دست یابند، فعالیتهای اقتصادی را بخوبی انجام دهند و از هزینههای جستوجو و تبادل دانش برای استفاده بومی بكاهند. بنابراین، مزایای استفاده از KMS زیاد است، چون توانایی شركتها برای انعطافپذیر بودن، یافتن سریعتر محل در شرایط متغیر بازار و یافتن راههای بهتر بودن بهبود تولید را دربردارد. برخی محققان، نمونههایی از مدارك تجربی را در اختیار دارند كه نشان میدهند شركتهای دارای KMS، از نظر كیفی و كمی بهتر از سایر شركتها عمل میكنند. درواقع، انتظار میرود KMS از طریق بهبود فرایند تصمیمگیری و یادگیری سازمانی، به كسب مزایای رقابتی شركتها كمك كند.
دسترسی به میزان زیادی از دانش نیز میتواند به شكلگیری مزایای رقابتی منجر شود. دستیابی به مزایای رقابتی مستلزم داشتن درك درست و كافی از KMS است كه در نهایت به یافتن راهحلهایی مناسب برای تصمیمگیران شركتها میانجامد. تصمیمگیران مختلف میتوانند با دسترسی به دانش درست، پشتیبانی KMS و ارتباط با افراد متخصص، راهحلهای خوبی برای مشكلات شركتها ارائه دهند. برای مدیریت و یادگیری سازمانی و دستیابی به مزایای رقابتی، فرایند پویای كسب ارزیابی، تلفیق، تنظیم و استخراج اطلاعات، از اهمیت زیادی برخوردار است. KMS این امكان را فراهم میسازد كه سازمانها با دستیابی به دانش و تبادل آنها، به سودآوری بیشتر برسند. در این تحقیق، فرض شده است كه KMS از طریق كاهش زمان تجزیه و تحلیل افراد، به ارتقای سازمان كمك میكند. KMS محصولی مناسب برای تصمیمگیری و یادگیری سازمانی است و این راه درحل مشكلات و تحقق مزایای رقابتی مؤثر واقع میشود.
فرضیه 2: تصمیمگیری با مزایای رقابتی همبستگی مثبت دارد.
فرضیه 3: قابلیت یادگیری سازمانی با مزایای رقابتی همبستگی مثبت دارد.
مباحث و استنباط
نتایج این تحلیل بیانگر ارتباط مؤثر میان KMS و تصمیمگیری از طریق استخراج و اكتشاف دانش است. همچنین تأثیر KMS، بر یادگیری سازمانی و توانایی شركت برای به دست آوردن مزایای رقابتی را نشان میدهند. نتایج تجربی، تمام فرضیات این تحقیق را درست میداند. اجرای KMS، تقریباً 80 درصد تأثیر معتبر را برای مزایای رقابتی، تصمیمگیری و یادگیری سازمانی نشان میدهد.
تمام موارد این مدل، قابل توجه بوده و به همین دلیل، با بررسیهای قبلی قابل مقایسه نیست زیرا هیچ كدام از آنها از این روش استفاده نكرده بودند.
عوامل مختلف و متغیرهای راكد گوناگون كه تأثیر KMS بر مزایای رقابتی را بهتر نشان میدهند، برای توصیف و كسب واریانس بیشتر استخراج شدند. این بررسی، با انگیزه یافتن تأثیر KMS بر مزایای رقابتی از طریق تصمیمگیری و یادگیری سازمانی مدل، به تئوری و ارتباطی خوب دست یافته است كه نشانگر تأثیر KMS بر مزایای رقابتی است.
مهمترین ویژگی این مدل در مورد KMS، تأثیر آن بر ویژگیهای اطلاعاتی نظیر: اعتبار، انعطافپذیری، پیوستگی، در دسترس بودن و بجا بودن است. با توجه به تقاضاهای روزافزون و جدید بازار در مورد KMS، راه برای تحقیقات بعدی در مورد این سیستم باز است.
نتیجهگیری
مدل پیشنهادی، به تأثیر KMS بر تصمیمگیری، یادگیری سازمانی و مزایای رقابتی پرداخته است. از یك سو, باعث شكلگیری طرحی شده كه به استخراج و تقسیم اطلاعات ضمنی میپردازد و از سوی دیگر, به انتقال اطلاعات عینی معتقد است. این بررسی، شامل سوالات كلیدی زیر است: چگونه باید میزان KMS را در بازار رقابتی سنجید؟ آیا میتوان از مقیاسهای موجود KMS استفاده كرد؟ عملكرد شركت چگونه بر KMS تأثیر میگذارد؟
این مدل، نتایج سه نمونه ازموارد تأثیر KMS و مزایای آن را دربرمیگیرد كه تقریباً 80 درصد واریانس مزایای رقابتی است.
در مطالعات بعدی، میتوان به تأثیر KMS بر كیفیت آموزشی اطلاعات، نحوه استفاده و میزان رضایت از آن پرداخت. همچنین میتوان به تأثیر KMS بر مزایای رقابتی و میزان موفقیت آن اشاره كرد. همچنین، لازم است كه مدلهای موفقیت كه موجب شكلگیری جریانهای اطلاعاتی و دستیابی به مزایای رقابتی میشوند، مورد بررسی قرار گیرند.
منبع:
Proceedings of the 41st Hawaii International Conference on System Sciences – 2008.
پیغام بگذارید
لینک ثابت