|
اصولا فرایند كار در الگوبرداری به فرهنگ و شرایط هر محیط وابسته است اما به طور كلی در هر شرایط پنج مرحله كلی به شرح زیر حاكمند كه الگوی كلی كار را تعریف مینمایند : 1- برنامهریزی (Planning) : براساس تجارب ، برنامهریزی مهمترین فاز فرایند الگوگیری است ؛ در این مرحله انتخاب بخش مــوردنظر جهت الگوبرداری انجام میگیرد . طبعا این انتخاب بر اساس استراتژی سازمان و مشكلات موجود است ؛ پس از آن میبایست تیم الگوگیری تشكیل شود . افراد این تیم بر اساس نوع پروژه موردنظر انتخاب میشوند و قطعا این تیم میبایست با مدیریت ارشد در ارتباط باشد ؛ این ارتباط میتواند از طریق یكی از مدیران كه عضو تیم است نیز انجام پذیرد . شناخت كامل و مستندسازی كاری كه باید الگوگیری شود ، همچنین تشخیص مشكلات و گلوگاهها در این مرحله صورت میپذیرد . تعیین معیارهای ارزیابی و شاخصهای مقایسه نیز جزء این مرحله است . اقدامات لازم در این مرحله به این صورت خلاصه میشود : 1- انتخاب فرایندی كه بر اساس استراتژی شركت باید الگوپذیر شود . 2- تشكیل تیم الگوبرداری . 3- درك و مستندسازی فرایندی كه الگوپذیر میشود . 4- ایجاد معیارهای اندازهگیری عملكرد فرایند (كیفیت ، زمان ، هزینه) 2- جستجو و بررسی (Searching) : شناسایی شركتها و سازمانهای پیشرو ، جستجو برای بهترین فرایند و جستجو برای پیداكردن سازمانهایی كه عملكرد بهتری دارند در این مرحله صورت میپذیرد . پس از پیداكردن سازمانهای موردنظر ، از بین آنها بهترین انتخاب شده و برقراركردن ارتباطات اولیه با آن سازمان آغاز میشود . اقدامات لازم در این مرحله نیز به این صورت خلاصه میشود : 1- طراحی فهرستی از معیارهایی كه یك شركت الگوده مطلوب باید داشته باشد . 2- جستجوی شركای الگوده مستعد و بالقوه . 3- مقایسه نامزدها و انتخاب بهترین شریك مناسب برای الگوگیری از آن . 4- برقراری تماس با شریك انتخابی و بدست آوردن پذیرش برای شریك شدن در بررسی . 3- مشاهده (Observing) : در این مرحله هدف اصلی شناخت حاصل كردن و مطالعه فرایندهای سازمان پیشرو است كه قطعا نیاز به جمعآوری اطلاعات دارد ؛ اطلاعات موردنظر میتوانند در سه سطح جمعآوری شوند : شناسایی سطح عملكرد سازمان پیشرو ، شناخت روش كار و شناخت عوامل ایجادكننده و محرك جهت عملكرد بهتر . در این فاز با شناسایی نیازهای اطلاعاتی ، اطلاعات موردنظر جمعآوری شده و توسط ابزارهای مختلف به صورت خلاصه شده و جامع درخواهند آمد . اقدامات لازم در این مرحله عبارنتد از : 1- تشخیص نیازهای اطلاعاتی . 2- انتخاب روش یا وسیله برای جمعآوری اطلاعات و دادهها . 3- مشاهده و بسط . 4- تجزیه و تحلیل (Analysis) : هدف اصلی در این فاز تعیین تفاوت و شكاف بین سطح عملكرد موجود و عملكرد مطلوب است. در این مرحله میبایستی علل ریشه ای این اختلاف شناسایی شده و عوامل آن مورد بررسی دقیق قرار گیرند . برای این كار میبایست اطلاعات را بدرستی دستهبندی كرد ؛ بیشترین تاكید بر اطلاعات مفید است . پس از آن با پردازش اطلاعات فواصل موجود شناسایی شده و علل اصلی شكافهای موجود تشخیص داده میشود . روش انجام كار بدین صورت است : 1- مرتبسازی و جمعآوری دادهها و اطلاعات . 2- كنترل كیفیت اطلاعات و دادهها . 3- نرمالسازی دادهها . 4- تشخیص فاصله و شكاف در عملكرد . 5- تشخیص علل فاصله عملكرد . 5- تطبیق (Adapting) : بدان معنا كه سیاستی كه بر اساس آن عمل الگوبرداری انجام شده است میبایستی موردپذیرش قرار گیرد ؛ هدف اصلی از این كار ایجاد تحول و بهبود است . بنابراین اطلاعات به دست آمده و روشهای اجرایی جهت تحقق اهداف میبایست مورد توافق و پذیرش كل سازمان باشد . برای این امر میبایست نظر دیگران جلب شده و آنها متقاعد شوند ؛ پس از آن میبایست طرح اجرایی را تهیه و سپس آن را پیادهسازی كرد . قطعا میبایست بر میزان پیشرفت نظارت دقیق داشت تا اهداف موردنظر محقق شوند . روند فوق به چرخه الگوبرداری نیز معروف است . روش انجام كار عبارت است از : 1- اطلاع دادن یافتههای مرحله تحلیل و فراهم كردن زمینه پذیرش آنها . 2- ایجاد اهداف عملیاتی برای بهبودها . 3- طراحی یك برنامه اجرا برای بهبودها . 4- اجرای برنامه بهبود . 5- نمایش پیشرفت كار . 6- اتمام بررسی با یك گزارش نهایی و بررسی از طریق بازخورد .
|