امروزه چالش بزرگ کشورهای درحال توسعه، بهرهوری است و کشور ما نیز با درک این موضوع، چند سالی است که در پی یافتن راهی برای نهادینه کردن این مفهوم در جامعه صنعتی و سازمانی خویش است. چرخههای مدیریت بهرهوری که با رویکرد کایزن عملیاتی در بخش عمدهای از سازمانها و صنایع کشور در حال استقرار است، یکی از راهکارهای ارائه شده در این زمینه است. کایزن یک الگوی ساده، کم هزینه و موفق ژاپنی است که کلید موفقیت ژاپنیها بوده است.
در این مقاله تجربه استقرار الگوی کایزن عملیاتی در یک کارخانه تولیدی، ارائه شده است. این الگو با هدف بهبود بهرهوری، کاهش هزینهها و حذف اتلافهای مالی و فیزیکی اجرا شد. در این تجربه، رویکردهای عمده اصلاح فرایندها، حذف اتلافها و اجرای نظام آراستگی است. بهدنبال اجرای این طرح، مواردی بسیاری از اتلافها که منجر به کاهش بهرهوری و افزایش هزینه میشدند، شناسایی و حذف شد.
نویسندگان : سجاد دلاوری - دکتر محمدعلی فرقانی - دکتر علی ملاحسینی
]]>نویسنده : مسعود بینش
]]>* نویسنده : كاظم جعفری
سیستمهای اطلاعاتی كارا و یكپارچهای كه بتوانند تمامی فعالیتها و وظایف موجود در یك سازمان را تحت پوشش قرار داده و اطلاعات لازم و ضروری را بموقع در اختیار استفادهكنندگان آن قرار دهند، از جمله ابزار مفیدی هستند كه سازمانها برای افزایش قابلیتهای خود، بهبود عملكرد، تصمیمگیری بهتر و دستیابی به مزیت رقابتی، از آنها استفاده میكنند. در این میان، سیستمهای ERP جزء آخرین ابزار مدیریتی هستند كه قادر است اطلاعات موجود در سازمان را با استفاده از IT در تمام حوزههای فعالیت سازمان، بهطور یكپارچه و منسجم جمعآوری كرده و اطلاعات و نتایج حاصل از آن را در اختیار استفادهكنندگان آن در سطوح مختلف سازمان قرار دهد. این سیستمها را میتوان جزئی از ثمرههای جدید IT در یك دهه گذشته دانست كه با پیشرفت مداوم، بسرعت در حال دگرگونی و تكامل است.
در این مقاله، سیستم فناوری اطلاعات و نقش آن در برنامهریزی منابع سازمان را بررسی كردهایم. در مورد سیر تكاملی ERP توضیح مختصری داده و در ادامه، كاركردها و روشهای اجرا، مزایای پیادهسازی، تعامل و سازگاری سیستم برنامهریزی منابع سازمان با تجارت الكترونیك و جایگاه آن در لایههای نرمافزاری و سیستمهای اطلاعاتی مطالبی را ذكر كردهایم. سپس به بررسی توسعه برنامهریزی منابع سازمان و نقش IT در توسعه ERP و شكلگیری ERP توسعه یافته (ERPII) پرداختهایم. در خاتمه نیز به دلایل شكست پروژههای برنامهریزی منابع سازمان و موانع اصلی موجود در پیادهسازی سیستم برنامهریزی منابع سازمان اشاره میكنیم.
* نویسنده : سیدابوالفضل جعفرینژاد
سازمانها با توسعه تکنولوژی در صنایع و ایجاد تغییر و تحول در سیستمهای تولید، با پیچیدگی و تغییراتی شدید روبهرو شدهاند. وسعت این تغییرات بهگونهای است که مدیریت بهتنهایی نمیتواند شناختی کافی در مورد محیط خود در سازمان داشته باشد. بههمین دلیل، ضرورت پیدا کرده است که سیستمی بهوجود آید تا مدیریت را در امر شناسایی مشکل، تعیین اهداف، شناسایی دقیق مسئله، تعریف راهحلهای ممکن، ارزیابی راهحلها، انتخاب راهحل بهینه و اجرا، کنترل و ارزیابی آن کمک کند. سیستم اطلاعات مدیریت و سیستمهای حمایت از تصمیمگیری، باهمینمنظور بهوجود آمده و توسعه یافتهاند. سیستم اطلاعاتی حسابداری مدیریت نیز در همینزمینه توسعه پیدا کرده است، بهنحوی که بخش مهم اطلاعات موردنیاز مدیریت را تامین میکند. بههمین دلایل، مدیر نمیتواند حتی با اتکا به اطلاعات و تجربیات شخصی و اطلاعات منعکس در صورتهای مالی، بهنحوی احسن وظایف خود را انجام دهد. سیستم اطلاعاتی حسابداری مدیریت، با هدف کمک به مدیریت در امر تصمیمگیری بهوجود آمده و همگام با گسترش و پیچیده شدن سیستم تولید، رشد و گسترش یافته است. نقش حسابداری مدیریت، عبارت است از تهیه و ارائه اطلاعات مرتبط و سودمند برای کمک به مدیریت در برنامهریزی فعالیتها، اعمال کنترل مدیریت و تصمیمگیری عقلایی در زمینه تحقق اهداف سازمان.
حسابداری مدیریت را نمیتوان مجموعهای از قواعد ثابت تلقی کرد. زیرا سعی میکند تا به افراد درونسازمان (هیئت مدیره، مدیران و دیگر افراد) در زمینه اخذ تصمیمگیریها یاری کرده و راهنمایی معتمد برای نمایانسازی سیاستها و نقشههای آتی سازمان باشد.
* دکتر محمدحسن قلیزاده – مجید آزادیخواه سلیمی
مدیریت تكنولوژی، مبحثی بین رشتهای است كه علوم، مهندسی و مدیریت را به هم پیوند میدهد. از دیدگاه این مدیریت، تكنولوژی اصلیترین عامل تولید ثروت است و ثروت چیزی بیشتر از پول است كه میتواند عواملی همچون ارتقای دانش، سرمایه فكری، استفاده مؤثر از منابع، حفظ منابعطبیعی و سایر عوامل مؤثر در ارتقای استاندارد و كیفیت زندگی را شامل شود.
نویسنده : افسانه بها
بهواسطه نوع نیاز انسان تا اواسط قرن بیستم، مفاهیم مربوط به ایمنی، گسترش چشمگیری نداشته و طراحان محصولات و سیستمهای صنعتی با استفاده از روش سعی و خطا اقدام به طراحی سیستمهای عملیاتی میكردند. اما آیا با وجود محصولات پیچیده دارای فناوری بالا، باز هم امكان استفاده از این دیدگاه وجود دارد؟
بیشك، پاسخی جز عبارت «خیر» برای این سوال وجود ندارد. با توجه بههمین نیاز بود كه همراه با توسعه هر چه بیشتر محصولات صنعتی، سیستمها و مفاهیم مدیریت و مهندسی ایمنی تكوین یافتند. از سوی دیگر با پیشرفت روزافزون مفاهیم ایمنی و پایانی، فنون و ابزار مربوط به تجزیه و تحلیل خطر و خطا نیز توسعه بیشتری یافتهاند.
مقاله حاضر، به تشریح توسعه و پیشرفتهای انجام شده درخصوص FMEA كه طی چند سال اخیر تحت عناوین EFMEA و FMERA معرفی شدهاند، پرداخته است.
واژههای كلیدی: خطا، شدت، تشخیص، رخداد.
خطا و شكست، مفاهیمی هستند كه از ابتدای تاریخ بشر تا قرن حاضر، همواره با نوع انسان در تقابل بودهاند، با این تفاوت كه اگر فكر و مشغله انسانهای نخستین، صرف مقابله با خطرات و بلایای طبیعی میشد، در چند قرن اخیر بهواسطه پیشرفت علم و فناوری، خطرات طبیعی در مقابل خطرات صنعتی از درجه اهمیت كمتری برخوردار شدهاند. بهبیانی دیگر، انسان صنعتی خود را در دنیایی از خطرات غیرطبیعی و ساخته دست خود گرفتار كرده است.
بهواسطه نوع نیاز انسان تا اواسط قرن بیستم، مفاهیم مربوط به ایمنی، گسترش چشمگیری نداشته و طراحان محصولات و سیستمهای صنعتی با استفاده از روش سعی و خطا اقدام به طراحی سیستمهای عملیاتی میكردند. اما آیا با وجود محصولات پیچیده دارای فناوری بالا، باز هم امكان استفاده از این دیدگاه وجود دارد؟
بیشك، پاسخی جز عبارت «خیر» برای این سوال وجود ندارد. با توجه بههمین نیاز بود كه همراه با توسعه هر چه بیشتر محصولات صنعتی، سیستمها و مفاهیم مدیریت و مهندسی ایمنی تكوین یافتند. از سوی دیگر با پیشرفت روزافزون مفاهیم ایمنی و پایانی، فنون و ابزار مربوط به تجزیه و تحلیل خطر و خطا نیز توسعه بیشتری یافتهاند.
مقاله حاضر، به تشریح توسعه و پیشرفتهای انجام شده درخصوص FMEA كه طی چند سال اخیر تحت عناوین EFMEA و FMERA معرفی شدهاند، پرداخته است.
واژههای كلیدی: خطا، شدت، تشخیص، رخداد.
]]>بدون انجام هرگونه تلاشی برای هماهنگسازی كل سیستم زنجیره تامین، هر سازمانی در این شبكه ماموریت مربوط به خود را دارد و بهطور مستقل از بقیه كار میكند. یك شبكه مدیریت نشده با این مشخصات، ناكارامد خواهدبود. مثلا یك كارخانه، تولید هرچه بیشتر محصول را با هدف دستیابی به حداقل هزینه تولید هر واحد محصول، مد نظر قرار میدهد، در حالیكه این سیاست، منجر به انباشت موجودی و افزایش هزینههای مرتبط خواهد شد. بدیهی است كه با مدیریت زنجیره تامین به منظور بهبود عملكرد و كارایی زنجیره، میتوان سود بیشتری بهدست آورد.
در عین حال این مانع را نیز در مقابل توسعه خود دید که باید مخالفانی را توجیه کند که ادعا می کنند که هرچه این تکنولوژی بیشتر رشد میکند از آن طرف حقوق مدنی و شهروندی بیشتر تحت تأثیر قرار گرفته و دامنه آن محدودتر می شود. البته لازم به ذکر است که این نگرانی فقط در مورد آزادیهای مدنی و حقوق شهروندی نیست بلکه بسیاری از این نگرانند که ضعفهای فنی این تکنولوژی مورد سوء استفاده قرار بگیرند. لذا در این مقاله به بررسی اهمیت فناوری RFID و چالشهای موجود در این تکنولوژی ناشی از نقاط ضعف فنی (همچون: تاثیر مواد روی خصوصیات آنتن، شکل امواج و جهت آنتن و ...) و غیر فنی (مانند: قیمت بالا و سوء استفاده از تکنولوژی) پرداخته و راهکارهای مناسب ارائه میگردد.
سرعت پیشرفت فناوری هر روز بیشتر از روز قبل میشود و این سرعت، گاهی چنان است که ما نیز از آن عقب میمانیم و هنوز با کاربری فناوری جدیدی خوب آشنا نشدهایم که با فناوری جدیدتری روبهرو میشویم. در عصر سرعت، انسان به محصولات و فناوریهایی نیاز دارد که او را در انجام کارهایش با دقت و سرعت و بهرهوری بیشتری یاری کنند و یکی از آنها RFID است.
RFID از فناوریهایی است که سالهاست بشر آن را به خدمت گرفته، اما توجه چندانی به آن نداشته است و در واقع چیز چندان جدیدی نیست. برای توضیح عملکرد آن میتوانید فروشگاه بزرگی را در نظر بگیرید که با هزاران نوع کالای مختلف سروکار دارد و به راحتی میتواند ورود و خروج اجناس خود را تنها با نصب یک تراشه کوچک و ساده روی آنها کنترل کند.
امروزه با سیستمهای شناسایی و جمعآوری اطلاعات مختلفی سروکار داریم و البته ممکن است با قضایای پشت پرده برخی از آنها چندان آشنا نباشیم؛ فناوریهایی همچون OMR (Optical Mark Reader) که یکی از موارد کاربری آن تصحیح برگههای امتحانات ۴ جوابی کنکور است، OCR (Optical Character Recognition) که کار آن تشخیص هوشمند دستنوشتهها است و در سالهای اخیر در ثبتنام آزمون ورودی رشتههای تحصیلی مقاطع عالی به کار گرفته میشود، کارتهای هوشمند، بارکد، سیستمهای شناسایی اشخاص از طریق صوت، اسکن مردمک چشم و بعضی از فناوریهای بیومتریک دیگر، همه و همه ابزارهایی هستند که به بشر در کار شناسایی و جمعآوری اطلاعات کمک میکنند. RFID نیز یکی از همین موارد است.
● RFIDچیست؟
RFID مخفف عبارت Radio Frequency Identification و به مفهوم «شناسایی از طریق فرکانس رادیویی» است. از این فناوری در شناسایی خودکار کالاها، حیوانات، انسانها و غیره استفاده میشود. شیوه بهکارگیری آن نیز به زبان ساده نصب تراشهای کوچک روی این اشیاست که فرکانس رادیویی اختصاصی خود را دارند و تنها با دریافت این فرکانس توسط دستگاه گیرنده و تطبیق آن در بانک اطلاعاتی شی شناسایی شده و یا شی مورد نظر ردیابی میشود.
RFID را میتوان نسل تکامل یافته بارکد دانست، زیرا از بارکد نیز برای همین نوع شناسایی استفاده میشود و البته این فناوری هنوز نیز مورد استفاده قرار میگیرد. بارکد ردیفی متشکل از ۱۲ خط عمودی به ظاهر نازک و کلفت است که معرف عددی ۱۲ رقمی بوده و در سراسر جهان بهطور انحصاری نمایانگر کالایی خاص است. بارکد توسط دستگاه اسکنر بارکد خوانده شده و بدین ترتیب نوع کالا توسط سیستم بدون نیاز به انسان شناسایی میشود. این فرایند از خطاهای ورود دستی اطلاعات توسط کاربر نیز میکاهد. اما بارکد کاستیهایی نیز دارد. بهطور مثال، در سیستم بارکد فقط کد شناسایی وارد میشود و اطلاعات دیگری راجع به کالا نمیتوان در آن جای داد. از دیگر موارد ضعف بارکد این که اسکنر فقط زمانی قادر به خواندن صحیح آن است که دقیقا در دید مستقیم اسکنر قرار گرفته باشد و اگر شما بخواهید آمار کالاهای زیادی را مثلا در یک انبار یا فروشگاهی بزرگ ثبت کنید، حتما باید تک تک کالاها را روبهروی اسکنر بگیرید تا کد آنها اسکن شود که کاری است بس دشوار، خسته کننده و زمانبر.
در RFID از تراشهای به نامTAG یا همان برچسب استفاده میشود، این قطعه در واقع یک فرستنده رادیویی است که از یک میکروچیپ، یک آنتن و یک برد الکترونیکی تشکیل شده است. در این TAG میتوان اطلاعاتی راجع به کالا، حیوان یا انسانی که TAG روی آن نصب میشود، قرار داد. این اطلاعات میتواند، اطلاعاتی ساده مثل اسم و آدرس صاحب یک حیوان و یا اطلاعات پیچیدهای نظیر چگونگی مونتاژ یک خودرو باشد. این اطلاعات از طریق امواج رادیویی منتشر و توسط آنتن گیرنده RFID دریافت و وارد سیستم میشود. حال اگر در همان فروشگاه بزرگ تعداد زیادی کالا خریداری کرده باشید، با نزدیک شدن سبد کالا به صندوق که محل نصب آنتن گیرنده RFID است، تمام کالاهای خریداری شده بهطور خودکار توسط صندوق شناسایی میشود و با رسیدن شما به صندوق، فاکتور کالاها نیز آماده جهت پرداخت است. با این کار ضمن صرفهجویی در زمان، از ازدحام در محل صندوق فروشگاهها نیز جلوگیری میشود. همه اینها دست به دست هم داده و کمکم واژه احترام به مشتری را از حالت حرف به اجرا نزدیک میکند.
البته این نمونهای ساده از خدمات این فناوری بود که فقط برای روشن شدن قضیه گفته شد. هماکنون پاسگاههای مرزهای زمینی آمریکا به این فناوری مجهز شدهاند و کارت شناسایی جدید شهروندان آمریکایی نیز بهطور متقابل مجهز به RFID شده و سادهترین تصوری که از این تعامل میتوان داشت، این است که با نزدیک شدن شهروندان به مرز هنگام خروج یا ورود به کشور، کلیه کار شناسایی و انجام امور گمرکی آنها نیز انجام شده و این فرد بدون هیچ توقفی به راحتی از مرز عبور میکند، البته اگر ورود یا خروج وی از نظر دولت مانعی نداشته باشد!
در حالتی دیگر میتوان شرکتی بزرگ را در نظر گرفت که کلیه کارکنان آن به RFID مجهز بوده و ضمن انجام خودکار ورود و خروج اشخاص، محل دقیق این افراد نیز در طبقات و واحدهای مختلف بهسرعت و بهراحتی قابل شناسایی است. شیوه کار نیز بدین ترتیب است که با نصب آنتنهای گیرنده RFID در نقاط مختلف شرکت، به راحتی با یک جستوجوی ساده میتوان از روی آنتن دریافتکننده امواج شخص، محل وی را نیز تشخیص داد. همین کار را نیز میتوان برای شناسایی و کنترل ورود و خروج وسایط نقلیه شرکت انجام داد.
کنترل ترافیک شهرهای بزرگ، کنترل ورود و خروج خودروها در پارکینگها و بزرگراهها، کنترل موجودی انبارهای بزرگ، استفاده در قفل ضد سرقت خودروها و ...، همه و همه تنها میتواند مواردی از هزاران مورد کاربری RFID باشد.
کیفیت کارایی و نحوه عملکرد RFID به عوامل مختلفی از قبیل کیفیت ساخت، نوع پروتکل به کار گرفته شده، طراحی نوع آنتن، کیفیت واحد بستهبندی کالا (در صورت استفاده از RFID برای شناسایی آن کالا) وابسته است.
● تاریخچه RFID
تصور بسیاری از افراد این است که RFID یک فناوری نوظهور و نوپا است. علت این تصور نادرست این است که فناوری RFID به تازگی توسعه داده شده است. RFID از دهه ۷۰ میلادی وجود تجاری داشته اما به دلیل هزینه بالایش در پیادهسازی تاکنون گسترش چندانی پیدا نکرده است. اکنون با پیشرفت فناوری در زمینه سیستمهای اطلاعاتی، ظهور ریزپردازندههای قدرتمند و نسبتا ارزان و ... میتوان با هزینههای کمتری RFID را پیادهسازی کرد و چون دنیای تجاری امروزی نیاز حیاتیتری نیز به اینگونه سیستمها دارد، میتوان آن را راحتتر در حوزه تجارت گسترش داد.
اگر به مفهوم RFID دقت کنیم، میتوان ادعا کرد که از زمان جنگ جهانی دوم این فناوری حضور داشته است. سیستم مشابهی در آن زمان برای شناسایی هواپیماهای خودی و تفکیک آنها از هواپیماهای دشمن توسط انگلیسیها ساخته شده بود که IFF نام داشت. IFF اختصار عبارت Identify Friend or Foe به مفهوم تشخیص دوست از دشمن است و مکانیزم آن نیز شبیه RFID است.
در سال ۱۹۴۵ میلادی نیز فردی به نام لئون ترمین دستگاهی جاسوسی اختراع کرد که فناوری آن مشابهRFID است.
و در نهایت اینکه RFID شکل امروزی توسط مخترعی به نام ماریو کاردلو ساخته شد که به علت گرانی بسیارش تا سال ۱۹۷۰ استفادهای از آن در تجارت نشد.
اساس شکلگیری RFID به کشف انرژی الکترومغناطیس توسط فارادی در سال ۱۸۴۶ برمیگردد. راداری که در سال ۱۹۳۵ ساخته شد نیز میتواند یک RFID مقدماتی باشد. کاربرد RFID برای شناسایی حیوانات نیز در سال ۱۹۷۹ آغاز شد. در حدود سال ۱۹۸۷ نیز کار جمعآوری عوارض خودروهای ایالات متحده توسط این فناوری آغاز شد و از سال ۱۹۹۴ به بعد نیز کل خودروهای این کشور با استفاده از فناوری RFID شناسایی میشود. بیشترین استفاده از RFID از سال ۲۰۰۰ به بعد انجام شده است، مثلا در سال ۲۰۰۳ شناسایی کانتینرها در جنگ آمریکا و متحدان علیه عراق به کمک RFID انجام میشد.
اکنون نیز در سیستم زنجیره تامین محصولات تجاری شرکتهای پیشرفته، از مرحله قبل از تولید کالا تا تحویل آن به مشتری از RFID استفاده میشود.
و سخن پایانی اینکه اشارهای تیتروار داشته باشیم به مزایای استفاده از RFID:
▪ بینیازی قطعه Tag به قرار گرفتن در معرض دید مستقیم گیرنده (امتیازی عمده در مقایسه با بارکد).
▪ نداشتن استهلاک و فرسودگی به دلیل بینیازی از تماس مستقیم.
▪ توانایی عبور سیگنالهای رادیویی از میان مواد غیر فلزی، هوای بارانی و مهآلود و برفی و حتی
محیطهای کثیف و سطوح رنگ شده.
▪ توانایی قرائت هزاران Tag در ثانیه توسط دستگاه کدخوان RFID .
▪ افزایش ضریب امنیت، کنترل امور غیر قابل رویت و ...
]]>شروع به کار
ران دال سلرز مدیر بخش آمریکائی مدیریت دانش زیمنس، سهم فنآوری در نظامهای مدیریت دانش را 20% و 80% بقیه را مربوط به تغییر در مدیریت ارتباط، فرهنگ و مسائل سازمانی می داند. به همین دلیل بعد از طراحی سیستم کار بزرگ بعدی ترغیب به استفاده از آن بود. در این مرحله مخزن دانش می بایست توسط کارکنان با دانش و مستندات پروژه های خاتمه یافته یا در دست اجراء پر می گردید. بازاریابی برای نظام و تبیین جایگاه و ارزش آن یکی از فعالیتهای مهم و آغازین مدیریت دانش می باشد. منوث می گوید: بازاریابی به منظور بالا بردن میزان استفاده مرتبا صورت می گرفت. آرم و شکل تبلیغاتی نظام مدیریت دانش طراحی و برروی هر شی متحرکی حک می گردید ( مثل خودکارها، جلدها، پوسترها، مدادها، کاغذهای برچسب دار و ...). ما مجبور بودیم هر چه بیشتر و سریعتر تعداد کاربران پیوسته را بالا ببریم. ضامن موفقیت درخواستهای فوری تعداد بالای کاربران پیوسته بود. بعلاوه باید مردم را ترغیب به پاسخگوئی به درخواستهای فوری می کردیم. مشکل ما با شِیرنت مشکل مرغ و تخم مرغ بود. اعضاء گروه مجبور بودند به عنوان اولین گام مبتنی بر شبکه های شخصی، جوابهای مناسبی برای درخواستهای فوری طرح شده، پیدا کنند. در غیر اینصورت نظام ارزشی نداشت.
به منظور تبیین جایگاه و آموزش کاربری نظام و رابط سیستم آن، در هر کشور دو تا سه روز کارگاه آموزشی برگزار می گردید. در ابتدای جلسات اظهار می شد که شما باید مسائل حل نشده ای داشته باشید، سئوالات خود را طرح و به سیستم وارد کنید تا انتهای روز شما حداقل یک پاسخ در این حیطه دریافت خواهید کرد. شرکت کنندگان در این میان تعجب و راضی از کارگاه خارج می شدند. در هر شرکت محلی، مدیرانی مسئول ارتقاء نظام بودند. وظیفه این مدیران مشاهده و بررسی استفاده از نظام در سطح محلی و تقسیم بندی موضوعی درخواستهای فوری بود.
منوث می گوید: به منظور ادامه حیات و بقاء نظام بیشتر از جنبه های فنی در راه اندازی، جنبه های مدیریتی و فرآیندهای آن از اهمیت برخوردار بود. فرآیندهای مانند محتوای دانش وارد شده و پردازش های اضافی به منظور بالا بردن قابلیت استفاده مجدد ( مثل چکیده نویسی ) از اهمیت فوق العاده ای برخوردار بود. بنابراین تنظیم یک گروه مناسب جهت پیشبرد نظام مدیریت دانش مشکل بود. افراد گروه باید قوی می بودند تا از عهده مشکلات برآیند. تا انتهای سال 1999 شِیرنت دارای 3800 کاربر ثبت شده بود. شاخه های فرعی زیمنس برای استفاده از شِیرنت نیاز به پرداخت هیچ گونه وجهی نداشتند. فقط کافی بود با کد کاربری خود به سیستم داخل شوند و از آن استفاده نمایند. دفتر مرکزی تمامی هزینه را متقبل شده بود. منوث می گوید: هیچ کسی نیاز به پرداخت وجه نداشت به عنوان مثال در برونئی یک فروشنده فنی وجود داشت هنگامیکه به شِیرنت پیوست، وی به تمامی فروشندگان متصل شد و از این بابت بسیار خوشحال بود.
فواصل مکانی و زمانی توزیع دانش را نامتوازن می نماید. نظام مدیریت دانش شبکه عام المنفه ای را ایجاد خواهد کرد که عدالت در دسترسی به اطلاعات را فراهم خواهد آورد. منوث در این رابطه می گوید: در مورد زیمنس همه چیز در مونیخ بود. اگر سئوالی در مونیخ پیش می آمد احتمالا کسی وجود داشت که جواب آنها را بدهد ولی در خارج از مونیخ بخصوص نقاط دورتر مسئله متفاوت بود. بارهای و بارها سئوالات از مونیخ پرسیده می شد و جوابی دریافت نمی شد. به عنوان مثال در ویتنام مسئله به این صورت بود، ولی شِیرنت با فراهم آوری دسترسی به دانش این مسئله را حل کرد.
ساختارو ترکیب مناسب نیروی انسانی گروه پروژه مدیریت دانش یکی از عوامل موفقیت آن است. به صورت کلی این شامل مدیربخش دانش ، مدیر سازمان، اجتماع های کاری، توسعه دهندگان و کارمندان این بخش می باشند. به عنوان مثال خصوصیات مدیر بخش دانش عبارتند:
• مهارتهای ارتباطی بین شخصی به منظور متقاعد سازی کارمندان جهت منطبق شدن با تغییر فرهنگی
• تیز هوشی به منظور هدایت مدیریت دانش به سمت انجام کارآمدتر و سودمندتر
• مهارتهای تفکر راهبردی تا بتواند با بخشهای مختلف یک سازمان کار کند و آنها را به همکاری با یکدیگر وادار نماید
• توانائی برپا کردن برنامه های موثر تربیتی
• فهم فنآوری اطلاعات و کاربرد آن در مدیریت دانش
کارمندان بخش مدیریت دانش در زیمنس به صورت پاره وقت کار خود را آغاز کردند. وقت لازم در خارج یا داخل وقت اداری به انجام فعالیتها اختصاص داده می شد. بتدریج در طول زمان این کارمندان تمام وقت شدند. وظیفه این کارمندان آزمایش، ساختار دهی، حذف اطلاعات نامرتبط، کاتالوگ کردن، ذخیره معنادار اطلاعات، ارتباط بین افراد، جستجوی محیط واستخراج دانش به مخزن دانش و ... بود.
زیمنس به منظور هدایت پروژه از یک گروه 100 نفری در مرحله ای که سیستم به صورت کامل عملیاتی شده بود، استفاده می کرد. این گروه وظیفه نگهداری و آموزش نظام را بر عهده داشتند. بعلاوه جلب حمایت کامل مدیران سطوح بالا یکی از نقاط قوت پروژه در زیمنس بود.
ایجاد انگیزه
بحث تغییر فرهنگ یکی از مهمترین جنبه های هر نظام مدیریت دانش می باشد(داوپورت، دلانگ، 1998). زیمنس در این رابطه سرمایه گذاری خود را حول محور افرادی که می بایست دانسته ها و ایده های خود را به اشتراک بگذارند، متمرکز کرد. مدیریت افرادی که خواهان انتقال دانش خود نبودند به عنوان یک بخش مهم پروژه تلقی می شد. زیمنس به نسبت سهم هر فرد در اشتراک دانش نظامی را جهت ارائه مشوقها تنظیم نمود. یک روش دیگر، تبیین جایگاه و ارزش مدیریت دانش بود. به هر حال دو مشکل عمده شِیرنت در آغاز حرکت عبارت بودند از ترغیب مردم به مشارکت و همکاری، تا اینکه صرفا دریافت کننده باشند و دیگری، دادن اطمینان به آنها نسبت به راه حل هائی که استفاده می کردند.
تجربه شرکت تکزاکو در حیطه مدیریت دانش نشان داد که ایجاد یک چهار چوب مشخص با اهدافی قابل اندازه گیری در فضای مدیریت دانش یک عامل مهم در ایجاد انگیزه است. در همین رابطه جان اولد از گروه مدیریت دانش تکزاکو می گوید : وقتی مردم در یک چهار چوب مشخص با اهدافی قابل اندازه گیری در فضای مدیریت دانش قرار گیرند بهتر مشتاق خواهند بود، به سئوالات پاسخ گویند. لمس مزایای مبادله دانش به صورت مستقیم و اعتماد به افراد دیگر اشتراک دانش را کارآمدتر می سازد. این نکته مهم است که به مردم وقت کافی بدهید تا آنچه می دانند و می خواهند منتقل کنند و آنچه می خواهند یا بگیرند را منعکس کنند.
هایر سچلر برخی مسائل را اینگونه بیان می کند: همیشه عذرخواهیها در شبکه به گوش می رسید مردم می گفتند " من زمانی بر صرف کردن روی این مسئله ندارم". بعضی نسبت به اشتراک دانش بی میل بودند. این دسته می گفتند مطمنا دانش حل این مسئله وجود دارد ولی، باید بهای آن پرداخته شود، مجانی نمی دهیم. بعضی ها می گفتند در پروژه ها همه چیز در ذهن شفاف است ولی قادر نیستیم همانگونه به صورت شفاف آن را انتقال دهیم. ما مجبور بودیم انتظارات مردم را مدیریت کنیم. امکان مایوس شدن در اولین تعامل با شِیرنت وجود داشت در این صورت احتمال اینکه دیگر به سراغ ما نیایند بالا بود. برای ما به هیچ وجه قابل تصور نبود که بشنویم فردی جواب احمقانه ای از شِیرنت دریافت کرده است. یا اینکه فردی بگوید سئوالی پرسیدم به جای جواب من را به جای دیگری ارجاع دادند.
گروه مدیریت پروژه دانش در زیمنس همیشه سعی کرد تا نظام را به فرهنگ سازمان و شرکتهای محلی الحاق می کند. هایرسچلر ادامه می دهد: در ابتدا ما به صورت مبلغان مذهبی عمل می کردیم و فلسفه کار را القاء و ترویج می دادیم. ما مقالاتی را منتشر کردیم که فلسفه کار را حمایت می کرد "خوب است از آن استفاده کنید". ما ساخت اجتماع های کاری را آغاز کردیم و اعلام کردیم ما در زمینه های مختلف فرهنگی و تخصصی فعال هستیم. قبل از اینکه به جای دیگری بروید و با بینی خونی باز گردید، می توانید مطالب کلیدی را از درون شِیرنت بدست آورید.
اولین سیستم پاداشی معادل 10 درصد حقوق، به مدیران محلی، به نسبت مشارکت آنها، در کل دانش به اشتراک گذاشته شده تعلق می گرفت. پاداش هم به ایجاد کننده و هم به استفاده کننده تعلق می گرفت. این روش به عنوان اولین گام دارای موفقیت ثابتی بود. در جائیکه هنوز مشخص نبود شِیرنت موفقیتی در بر داشته باشد این پاداش ها هزینه زیادی را برای زیمنس در بر داشت. در همین اثنا یکی از کاربران به نکته زیبایی اشاره کرد: " درست است که شما در مقابل اشتراک دانش پاداش می دهید اما این فقط یک جنبه از کار می باشد. جنبه مهمتر آنست که ما قادر خواهیم بود کارهای روزانه خود را به صورت کارآمد تر و بهتر انجام دهیم و از این بابت ما راضی و خشنود خواهیم بود. این چیزی است که انگیزه برای حرکت به ما می دهد". مبتنی بر این پیشنهاد ما تصمیم گرفتیم تمرکز بیشتری بر خود کاربران شبکه داشته باشیم.
در ابتدای سال 2000 یک برنامه جدید جهت اشتراک در شبکه پیاده سازی شد که شبیه یک کنتور بود. کاربران در صورتی می توانستند از دانش به اشتراک گذاشته شده استفاده کنند که دانش جدیدی به مجموعه بیفزایند، به درخواستهای فوری جواب بدهند، از دانش موجود استفاده کنند یا دانش موجود را رتبه بندی کنند. به عنوان مثال جواب دادن به درخواستهای فوری ضریب سه داشت، افزودن دانش یک داستان موفق دارای ضریب بیست بود. افزودن یک پروژه یا راه حل فنی، راه حل سرویس، یا راه حال های کاربردی دارای ضریب 20 بود. اجزاء دانش در حیطه های فنآوری یا بازار یا مشتری ضریب 10 را به خود اختصاص می داد. در ماه می سال 2000 تعداد پنجاه نفر از بالاترین دارندگان امتیاز به همراه شرکایشان به یک کنفرانس در زمینه شِیرنت دعوت شدند. بعلاوه هدایا و پاداشهای مختلفی به افرادی که در این زمینه ها فعال بودند مثل کتاب، موبایل ها ساخت زیمنس، رایانه، رایانه جیبی، آموزش کاری یا سفر به کشوری که دانش با آن مبادله شد در نظر گرفته می شد. هر اشتراک ارزشی برابر یک یورو داشت.
این روش در کمیت همکاری کنندگان تاثیر زیادی داشت بطوریکه در سال 2000 به حدود 396.000 اشتراک، پاداش داده شد. در همین اثنا مشکل کیفیت مشاهده شد. بنابراین ما به دنبال روشهای برای کنترل کیفیت افتادیم. که این شامل ایجاد سیستم رتبه گذاری و کنترل ویرایش محتوا به صورت قوی تر بود. رتبه بندی توسط استفاده کنندگان با دادن ستاره، متناسب با مفید بودن صورت می گرفت. با دادن جایزه به رتبه دهندگان، به آنها جرات رتبه گذاری داده می شد. میزان اشتراک های هر کاربر توسط سیستم تعیین و این توسط همگان قابل رویت بود.
در دروه های زمانی خاص با اهداف ایجاد دانش جدید و دریافت بازخورد، میزان پاداش بالا برده می شد. به عنوان مثال از ماه فبریه تا جولای 2001 پاداشها دو برابر شدند.
در آخرین مرحله تصمیم گیری برای ارائه مشوقها برای عملکرد مدیران شِیرنت صورت گرفت. مدیران می بایست 120 درصد حقوق ماهیانه خود را به عنوان یک پاداش سالیانه دریافت کنند. البته این درصد با توجه به نسبت سهم آنها در سیستم متغییر بود. وظایف این مدیران شامل بررسی، مشاهده، استفاده روزمره، مشاهده مجدد مدخل پروژه های تمام شده، جرات دادن برای استفاده عمومی و کمک به حل درخواستهای فوری مدیران معمول بود.
هایر سچلر می گوید: یکی دیگر از قواعد دنبال کردن فعالیتها ثبت گزارشها بود. در حقیقت در این قسمت همانند KGB عمل می شد. مسائل مختلفی بیان می شدند که قابل دنبال کردن بودند، مثل اینکه بعضی های می گفتند ما سئوالاتی می پرسیدایم، ولی پاسخی دریافت نکرده ایم، ما هیچ پروژه ای، برروی شِیرنت قرار نداده ایم. در ضمن ما سعی کردیم گروههای کوچکتر در قسمتهای مربوط به خودمان را پیدا کرده آنها را خشنود و با انگیزه نگه داریم. تا اینکه هر کسی به آنها نگاه می کند، بگوید من می خواهم از شِیرنت استفاده کنم.
به منظور حمایت از فعالیتهای مدیران، کنفرانسهای شِیرنت به صورت منظم در نقاط مختلف دنیا برگزار می گردید. این راهی برای گردهمائی مدیران شِیرنت بود. چنین نشست هائی موجب آشنائی همکاران با یکدیگر می گیرد. این مدیران در این نشست ها به دوستان خوبی برای یکدیگر تبدیل می شدند. این دوستی و آشنائی شبکه ای بود که همانند شِیرنت روز به روز گسترش پیدا می کرد.(مولر، بوهمن، منوث، 2004)
توسعه شِیرنت
همزمان با رشد شِیرنت داستانهائی که تاثیرات آن را توصیف می کرد به گوش می رسید. برای مثال در سوئیس زیمنس برای ساخت شبکه مخابرات راه دور دو بیمارستان یک قرارداد 460.000 دلاری را امضاء کرد. این در حالی بود که قیمت زیمنس 30% بالاتر از رقبایش بود. از طریق شِیرنت اطلاعات فنی از طریق همکاران نیدرلندی در اختیار سوئیس قرار گرفت که فروشندگان را قادر ساخت تا گزارشی را تهیه نمایند که اثبات می کرد راه حل زیمنس از قابلیت اعتماد بالاتری برخوردار است.
در مالزی شِیرنت به عقد یک قرارداد سه میلیون دلاری برای ساخت یک شبکه با پهنای باند وسیع به صورت آزمایشی کمک کرد. تیم محلی مجبور بود تا در پروپوزال خود به یکی از مشتریان خود ارجاع دهد. آنها متوجه شدند که یک پروژه مشابه در دانمارک انجام شده است. با استفاده از پروژه دانمارک تیم مالزیائی توانست پروژه را ببرد.
تا پایان سال 2001 در شِیرنت 18.200 کاربر ثبت شده وجود داشت. 300 تا 400 جزء جدید ماهانه به شِیرنت افزوده می شد. چند صد سئوال فوری ماهانه طرح می گردید که هشتاد تا نود درصد آن پاسخ داده می شد. نکته این بود که کلیه کاربران همکاران فعالی نبودند. بیشتر آنها استفاده کننده بودند تا توزیع کننده. با بررسی گزارشهای ثبت شده مشخص گردید که 80% کاربران مرتبا شِیرنت را خوانده و مورد استفاده قرار می دهند ولی فقط 15% در حد یک دفعه همکاری و 5% به صورت فعال و بسیار خوب همکاری می کردند. هایر سچلر می گوید: اما ما به آنها اجازه نمی دادیم راحت باشند، ما آخر زمان ورود به سیستم را ثبت و از مدیران آنها می خواستیم آنها را فعال یا از شبکه خارج کنند.
تا جولای سال 2002 تعداد کاربران به 19.000 رسید. شِیرنت دارای 35 مدیر و گستره آن 30 کشور را در بر می گرفت. 20000 جزء دانش و 2.5 میلیون اشتراک که نیمی از آنها در 12 ماه اخیر بود، در سیستم وجود داشت.
]]>پی ریزی نظام مدیریت دانش از یک حرکت خود جوش، کارمندان میانی در سال 1996 و بدون اطلاع مدیریت آغاز گردید. کار با بررسی تجربیات شرکتهای مشابه شروع شد. این گروه همواره به دنبال پاسخگوئی به این سئوال بودند که زیمنس چگونه می تواند از مزایای مدیریت دانش بهره مند گردد. در عمل با ایجاد یک مخزن دانش ، اجتماع های کاری و فنون غیر مرسوم در اشتراک دانش فعالیت ها آغاز گردید. در سال 1999 با اشاعه و گسترش این طرح به کل شرکت موافقت گردید.
قلب مدیریت دانش در زیمنس سایت وبی بنام شِیرنت می باشد. این سایت شامل مخزنی جهت ذخیره دانش مبتنی بر پایگاه داده ها و فرم های ورود اطلاعات پیوسته به منظور ورود اطلاعات است. علاوه بر اتاق گفتمان ، یک موتور کاوش و فهرست طبقه بندی شده از دانش موجود از جمله سایر عناصر این سایت می باشند. کاربران سیستم می توانند به منظور جستجوی اطلاعات از موتور کاوش و فهرست راهنما استفاده کنند. در صورت نیاز به اطلاعات بیشتر از طریق یکی از کانال های ارتباطی تعیین شده با نویسنده ارتباط برقرار نمایند. برای مواقع ضروری امکان انتقال سریع پرسش از طریق این کانال ها وجود دارد. زیمنس به وسیله این سایت وبی دانش را در بستر سازمان خود به اشتراک گذاشت.
مدیریت دانش در زیمنس بعنوان یکی از موفق ترین تجربیات و نمونه ها مطرح می باشد. علاوه بر موفقیت این نظام و منافع آن در داخل، زیمنس در سطح بین المللی جوایز مختلفی در این زمینه دریافت کرد. بررسی این الگو به عنوان یکی از بهترین تجربیات برای سازمان هائی که می خواهند نظامهای مدیریت دانش را پیاده سازی کنند بسیار مفید می باشد. در این مقاله به این مسئله پرداخته خواهد شد.
امروزه در اقتصاد مبتنی بر دانش، ارزش پایدار از راه توسعه دارائیهای نامشهودی، نظیر: مهارتها، دانش نیروی كار، ارتباط شركت با مشتریان و تامین كنندگان و ایجاد فضای سازمان نوآوری پذیر، ایجاد میشود. مدیریت دانش، یك فعالیت استراتژیك است برای ارزشمند شدن دانش و خلق دانش جدید از راه همافزایی. كنترل و ارزیابی مدیریت دانش در سازمان، به عنوان عامل حیاتی در موفقیـت و دستیابی به اهداف چشمانداز بسیار مهم می باشد. روش ارزیابی متوازن رویكردی نوین برای مدیریت بر استراتژی است. توانمندی این روش در تحریك یادگیری و هدایت پرسشها برای رسیدن به چشم انداز است. در این مقاله به ارزیابی مدیریت دانش سازمان با روشکارت امتیازی متوازن می پردازیم تا از دانش سازمان در جهت اهداف عالیه و كسب مزیت رقابتی بهرهگرفته شود.
]]>در عصری كه شتاب فزاینده تحولات و پیچیدگیها در تمام عرصههای زندگی و سیستمهای اجتماعی، راه یافته است و فناوری اطلاعات سبب پیدایی الگوهای نوینی از كسب و كار و تعاملات اجتماعی شده است، سازمانها با چالشهای جدی روبهرویند كه برای همگامی و یا رهبری در عصر تحول، به برنامهریزی و بازنگری خود نیاز دارند. در این مقایسه سعی میشود چارچوبهای مختلف معماری سازمان از ابتدای پایه گذاری معرفی شده، سپس مقایسه و نقاط قوت و ضعف هر یك بیان شود. همچنین انواع ساختار سازمانها معرفی میشوند تا هر سازمان به فراخور شرایط و نوع فعالیت خود چهارچوب معماری خود را انتخاب كند .
]]>