ارسال
در:
مدیریت زنجیره تامین،
|
روابط بین سازمان و تأمینكنندگان آن، برای هر سازمانی حیاتی است. تأمینكنندگان میتوانند به طور مستقیم بر عملكرد مالی و سودآوری شركت از طریق فعالیت خرید تاثیر بگذارند و تاثیرات نفوذ آنها در هزینههای توسعه محصول، سطح موجودیها، برنامهریزی تولید، میزان تولید، تحویل بهنگام محصول و خدمات خواهد بود. بسیاری از شركتهای پیشرو متوجه شدهاند كه سرمایهگذاری ارزنده در این زمینه میتواند مدیریت ارتباط موثر و كارامد را ایجاد كند. در سالهای اخیر شركتها سرمایهگذاریهایی در زمینه نرمافزارهای زنجیره تأمین داشتهاند كه فرایندهای تأمین را خودكار انجام میدهد، زمان تحویل را بهبود میبخشد و هزینههای كسبوكار را پایین میآورد. در حال حاضر، روند بازار به این شكل است كه شامل افزایش رقابت در سطح جهانی، كوتاهتر شدن چرخه حیات محصولات، حركت به سوی برونسپاری فرایندهای كسبوكار، نیاز به همكاری با سازمانهایی برای بهبود مشاركت با تأمینكنندهها و بررسی روشهای رو به جلوی كاهش هزینههای مرتبط با تأمینكنندگان میشود.
نویسنده : محمدرضا كریمیزاده
|
|
|
ارسال
در:
مدیریت زنجیره تامین،
|
زنجیره تامین، شامل تمامی بخشهای درگیر (مستقیم یا غیرمستقیم) در براوردهسازی درخواست مشتری میشود. این زنجیره شبكه ای است شامل فروشندگان مواد اولیه، كارخانههایی كه مواد اولیه را به محصولات مفید تبدیل كرده و مراكز توزیعی كه محصولات را به مشتریان عرضه میكنند. در واقع زنجیره تامین نه تنها شامل تولید كننده و توزیع كننده میشود بلكه حمل كننده، انبارها، فروشندگان جزء و حتی خود مشتریان نیز میشود.
بدون انجام هرگونه تلاشی برای هماهنگسازی كل سیستم زنجیره تامین، هر سازمانی در این شبكه ماموریت مربوط به خود را دارد و بهطور مستقل از بقیه كار میكند. یك شبكه مدیریت نشده با این مشخصات، ناكارامد خواهدبود. مثلا یك كارخانه، تولید هرچه بیشتر محصول را با هدف دستیابی به حداقل هزینه تولید هر واحد محصول، مد نظر قرار میدهد، در حالیكه این سیاست، منجر به انباشت موجودی و افزایش هزینههای مرتبط خواهد شد. بدیهی است كه با مدیریت زنجیره تامین به منظور بهبود عملكرد و كارایی زنجیره، میتوان سود بیشتری بهدست آورد.
|
برچسب ها:
زنجیره تامین،
مدیریت زنجیره تامین،
|
ارسال
در:
مدیریت زنجیره تامین،
|
امروزه مدیریت زنجیره تامین به عنوان یكی از مبانی زیرساختی پیادهسازی كسبوكار الكترونیك در دنیا مطرح است . در رقابتهای جهانی موجود در عصر حاضر باید محصولات متنوع را با توجه به درخواست مشتری در دسترس وی قرار داد . خواست مشتری بر كیفیت بالا و خدمت رسانی سریع موجب افزایش فشارهایی شده است كه قبلا وجود نداشته است ، در نتیجه شركتها بیش از این نمیتوانند به تنهایی از عهده تمامی كارها برآیند . در بازار رقابتی موجود ، بنگاههای اقتصادی و تولیدی علاوه بر پرداختن به سازمان و منابع داخلی ، خود را به مدیریت و نظارت بر منابع و اركان مرتبط خارج از سازمان نیازمند یافتهاند . علت این امر در واقع دستیابی به مزیت یا مزایای رقابتی با هدف كسب سهم بیشتری از بازار است . بر این اساس فعالیتهایی نظیر برنامهریزی عرضه و تقاضا ، تهیه مواد ، تولید و برنامهریزی محصول ، خدمت نگهداری كالا ، كنترل موجودی ، توزیع ، تحویل و خدمت به مشتری كه قبلا همگی در سطح شركت انجام میشده اینك به سطح زنجیره عرضه انتقال پیدا كرده است . مساله كلیدی در یك زنجیره تامین ، مدیریت و كنترل هماهنگ تمامی این فعالیتهاست . مدیریت زنجیره تامین (SCM) پدیدهای است كه این كار را به طریقی انجام میدهد كه مشتریان بتوانند خدمت قابل اطمینان و سریع را با محصولات با كیفیت در حداقل هزینه دریافت كنند . در حالت كلی زنجیره تامین از دو یا چند سازمان تشكیل میشود كه رسما از یكدیگر جدا هستند و به وسیله جریانهای مواد ، اطلاعات و جریانهای مالی به یكدیگر مربوط میشوند . این سازمانها میتوانند بنگاههایی باشند كه مواد اولیه ، قطعات ، محصول نهایی و یا خدماتی چون توزیع ، انبارش ، عمدهفروشی و خردهفروشی تولید میكنند . حتی خود مصرفكننده نهایی را نیز میتوان یكی از این سازمانها در نظر گرفت . در گام آتی از تاریخچه مدیریت زنجیره تامین خواهیم گفت ...
|
|
|
ارسال
در:
مدیریت زنجیره تامین،
|
در دو دهه 60 و 70 میلادی ، سازمانها برای افزایش توان رقابتی خود تلاش میكردند تا با استانداردسازی و بهبود فرایندهای داخلی خود محصولی با كیفیت بهتر و هزینه كمتر تولید كنند . در آن زمان تفكر غالب این بود كه مهندسی و طراحی قوی و نیز عملیات تولید منسجم و هماهنگ پیشنیاز دستیابی به خواستههای بازار و درنتیجه كسب سهم بازار بیشتری است . به همین دلیل سازمانها تمام تلاش خود را بر افزایش كارایی معطوف میكردند . در دهه 80 میلادی با افزایش تنوع در الگوهای مورد انتظار مشتریان ، سازمانها به طور فزایندهای به افزایش انعطاف پذیرش در خطوط تولید و توسعه محصولات جدید برای ارضای نیازهای مشتریان علاقهمند شدند . در دهه 90 میلادی ، به همراه بهبود در فرایندهای تولید و به كارگیری الگوهای مهندسی مجدد ، مدیران بسیاری از صنایع دریافتند كه برای ادامه حضور در بازار تنها بهبود فرایندهای داخلی و انعطافپذیری در تواناییهای شـــــركت كافی نیست بلكه تامینكنندگان قطعات و مواد نیز باید موادی با بهترین كیفیت و كمترین هزینه تولید كنند و توزیعكنندگان محصولات نیز باید ارتباط نزدیكی با سیاستهای توسعه بازار تولیدكننده داشته باشند ؛ با چنین نگرشی ، رویكردهای زنجیره تامین و مدیریت آن پا به عرصه وجود نهاد . از طرف دیگر با توسعه سریع فناوری اطلاعات در سالهای اخیر و كاربرد وسیع آن در مدیریت زنجیره تامین ، بسیاری از فعالیتهای اساسی مدیریت زنجیره با روشهای جدید درحال انجام است . در گام آتی مدیریت زنجیره تامین را به تعریف خواهیم نشست ...
|
|
|
ارسال
در:
مدیریت زنجیره تامین،
|
تعاریف مختصر و جامعی كه میتوان از زنجیره تامین و مدیریت زنجیره تامین ارائه داد عبارتند از: زنجیره تامین بر تمام فعالیتهای مرتبط با جریان و تبدیل كالاها از مرحله ماده خام (استخراج) تا تحویل به مصرفكننده نهایی و نیز جریانهای اطلاعاتی مرتبط با آنها مشتمل میشود . به طور كلی زنجیره تامین زنجیرهای است كه همه فعالیتهای مرتبط با جریان كالا و تبدیل مواد ، از مرحله تهیه ماده اولیه تا مرحله تحویل كالای نهایی به مصرفكننده را شامل میشود . درباره جریان كالا دو جریان دیگر كه یكی جریان اطلاعات و دیگری جریان منابع مالی و اعتبارات است نیز حضور دارد . (Laudon & Laudon 2002) مدیریت زنجیره تامین بر یكپارچهسازی فعالیتهای زنجیره تامین و نیز جریانهای اطلاعاتی مرتبط با آنها از طریق بهبود در روابط زنجیره در جهت دستیابی به مزیت رقابتی قابل اتكا و مستدام ، مشتمل میشود . بنابراین ، مدیریت زنجیره تامین عبارت است از فرایند یكپارچهسازی فعالیتهای زنجیره تامین و نیز جریانهای اطلاعاتی مرتبط با آن از طریق بهبود و هماهنگسازی فعالیتها در زنجیره تامین تــــولید و عرضه محصول . برای بررسی یك سازمان منحصر به فرد در چارچوب این تعاریف باید هر دو شبكه تامینكنندگان و كانالهای توزیع در نظر گرفته شوند . تعریف ارائه شده برای زنجیره تامین موضوعات مدیریت سیستمهای اطلاعات ، منبعیابی و تداركات ، زمانبندی تولید ، پردازش سفارشات ، مدیریت موجودی ، انبارداری و خدمت به مشتری را دربر میگیرد . برای مدیریت موثر زنجیره تامین ضروری است كه تامینكنندگان و مشتریان با یكدیگر و در یك روش هماهنگ و با شراكت و ارتباطات اطلاعاتی و گفتوگو با یكدیگر كار كنند . این امر یعنی جریان سریع اطلاعات در میان مشتریان و عرضهكنندگان ، مراكز توزیع و سیستمهای حملونقل ، بعضی از شركتها را قادر میسازد كه زنجیرههای عرضه بسیار كارایی را ایجاد نمایند . عرضهكنندگان و مشتریان باید اهداف یكسان داشته باشند ؛ عرضهكنندگان و مشتریان باید اعتماد متقابل داشته باشند . مشتریان در زمینه كیفیت محصولات و خدمات به تامینكنندگان خود اعتماد میكنند . علاوه بر آن عرضهكنندگان و مشتریان باید در طراحی زنجیره تامین برای دستیابی به اهداف مشترك و تسهیل ارتباطات و جریان اطلاعات با یكدیگر شریك شوند . بعضی شركتها كوشش میكنند تا كنترل زنجیره تامین خود را با كنترل عمومی عمودی و با استفاده از مالكیت و یكپارچگی تمام اجزای مختلف در امتداد زنجیره تامین از تهیه مواد و خدمات تا تحویل محصول نهایی و خدمت به مشتری ، به دست آورند . اما حتی با این نوع ساختار سازمانی ، فعالیتهای مختلف و واحدهای عملیاتی ممكن است ناهماهنگ باشند . ساختار سازمانی شركت باید بر هماهنگی فعالیتهای مختلف برای دستیابی به اهداف كلی شركت تمركز كند . در گام آتی پنج عملكرد برای مدیریت در برابر چالشهای زنجیره تامین بیان خواهیم نمود ...
|
|
|