|
اجرای مدیریت جامع کیفیت باید تدریجی و طی مراحلی انجام گیرد . از زمان تصمیم به اجرای آن تا ادغام کامل با کار روزمره کارکنان سالها طول میکشد . هیچ راه میانبری برای کوتاه کردن این فاصله زمانی وجود ندارد . برای پیاده کردن مدیریت جامع کیفیت الگوهای اجرایی مختلفی به وجود آمده است اما بهترین الگوی اجرایی وجود ندارد . برای اجرای مدیریت جامع کیفیت در جمهوری اسلامی ایران یک الگوی شش مرحلهای ارائه میشود اما باید توجه کنیم که مرزبندی کاملا مشخصی بین این مراحل وجود ندارد و در حین اجرا نیز سازمانهای مختلف ممکن است این مراحل را با سرعتهای متفاوت طی کنند . شروع صحیح اجرای مدیریت جامع کیفیت و صبر و شكیبایی شرط اول موفقیت میباشد . مراحل اجرایی مدیریت جامع کیفیت : 1- مرحله آگاهی در این مرحله تواناییهای بالقوه موجود برای اجرا شناسایی میشوند و درباره اجرای مدیریت جامع کیفیت تصمیمگیری به عمل میآید . در پایان این مرحله لازم است مدیریت ارشد درک روشن و کاملی از مدیریت جامع کیفیت و روشهای جامع کیفیت و روشهای دستیابی به آن پیدا کرده باشد ؛ بدین منظور شرکت در دورههای آموزشی ، مطالعه مقالات و کتابهایی درباره مدیریت جامع کیفیت ضروری میباشد . تشکیل یک تیم کاری متشکل از مدیران ارشد برای ارزیابی سازمانی و تهیه پیشنهادی برای تصمیمگیری درباره اجرای مدیریت جامع کیفیت لازم است ، زمانی که مدیران ارشد تعهد خود را به اجرای مدیریت جامع کیفیت نشان دادند باید به سوالات کارکنان درباره ضرورت تغییر پاسخ دهند . باید باب بحث و گفتگو در سازمان باز شود و مدیریت ارشد با ارائه دلایل انتخاب مدیریت جامع کیفیت و نتایج موردانتظار از اجرای آن ، زمینه پذیرش آنرا در کارکنان به وجود آورد . بنابراین مرحله آگاهی مرحله ایجاد آمادگی برای تغییر میباشد . این مرحله معمولا بیش از یک سال طول میکشد ! 2- مرحله کسب دانش و مهارتها در این مرحله پایههای مدیریت جامع کیفیت ریخته میشود ؛ بدین معنی که ابزار و روشهای ارتقای مستمر کیفیت آموزش داده میشوند ؛ برای ایجاد جو فرهنگی مناسب جهت پرداختن به ارتقای کیفیت برنامهریزی میشود ؛ اولین علایم کار تیمی ظاهر میشود و نهایتا آنكه سازمان به سنجش و پایش کیفیت اقدام میکند . کارهایی که در این مرحله باید انجام گیرد عبارتند از : Ø ایجاد صلاحیتهای لازم در مدیریت از طریق آموزش ابزار و فنون ارتقای مستمر کیفیت و دانش ارتقا . Ø ایجاد صلاحیتهای لازم در کارکنان از طریق آشنایی با فلسفه و اصول مدیریت جامع کیفیت ، ویژکیهای فرایندها و اهمیت کار تیمی برای ارتقای آنها . Ø ارزیابی فرهنگ سازمانی به منظور تغییر در فرهنگ سازگار با ارتقای مستمر کیفیت ؛ بدین منظور باید برنامهای تدوین و اجرا گردد که در سایه آن جو اعتماد و ارتباط روشن بین مدیران و کارکنان ایجاد شود . Ø مشخص کردن مشتریان و تعیین نیازها و انتظارات آنان . هر واحد باید فرایندهای کلیدی و مشتریهای آنها را تعیین کند ، سپس از طریق گفتگوی مستقیم یا کسب پس خوراندهای منظم ، نیازها و انتظارات مشتریان را تعیین نماید . Ø انتخاب یک روش ارتقای کیفیت ؛ روش FOCUS-PDCA پیشنهاد میشود . Ø تشکیل تیمهای ارتقای کیفیت و آموزش آنان . Ø ارتقای تعدادی فرایند کلیدی جهت کسب تجربه . 3- مرحله برنامه ریزی بلند مدت مدیریت جامع کیفیت یک فلسفه مدیریتی جامع بلندمدت و پویا میباشد . برای استفاده از منافع کامل آن باید برنامهریزی بلندمدت به عمل آید . در این مرحله فعالیتهای زیر انجام می گیرند : Ø یک ارزیابی درونی کیفیت برای تشخیص نقاط قوت و ضعف . Ø تعیین رسالت و دورنمای سازمان . Ø تعیین اهداف بلندمدت و استراتژیهای دستیابی به آنها . Ø تدوین شیوه ارزشیابی برنامه . باید برای تحقق این مرحله از مراحل اجرایی ، فرهنگ سازمانی با ارزشهای اساسی مدیریت جامع کیفیت سازگار باشد . وجود جو اعتماد ، تفکر قدرت بخشیدن به کارکنان و مشارکت آنان در ارتقای فرایندها ، اعتماد به کار تیمی و بهبود عملکرد فرایندها و بطور کلی باور فلسفه مدیریت جامع کیفیت و منافع درازمدت آن از شرایط اساسی برای برنامهریزی استراتژیک تلقی میشوند ؛ بنابراین مرحله دوم یعنی مرحله کسب دانش و مهارت تا زمانی ادامه مییابد که جمیع شرایط برای ورود به این مرحله فراهم گردد . 4- مرحله برنامهریزی تفصیلی در این مرحله همه بخشها و واحدهای سازمانی بر اساس برنامه بلندمدت ، برنامههای یکساله تدوین مینمایند . در این مرحله بخشها و واحدها باید وظایف زیر را به انجام رسانند : Ø فرایندهای اساسی خود را تعیین کنند . Ø مشتریان فرایندها را مشخص نمایند . Ø نیازها و انتظارات مشتریان را تعیین کنند . Ø فرایندهایی را برای ارتقا انتخاب نمایند . Ø اهداف اختصاصی ارتقا را تنظیم کنند . Ø تیمهای ارتقای فرایندها را تشکیل دهند . Ø نشانگرهای ارتقای کیفیت را تعیین نمایند . 5- مرحله اجرا در این مرحله بخشها و واحدها برنامههای سالانه خود را اجرا میکنند . در این مرحله باید فعالیتهای زیر انجام شوند : Ø تیمهای ارتقا فرایندهای خود را ارتقا دهند . Ø یک سیستم ارتباطی منظم و قوی برای انتقال تجربیات ایجاد شود . Ø یادگیری در عمل ترغیب گردد . Ø موانع و مشکلات ارتقای فرایندها از میان برداشته شود . Ø یک سیستم تقدیر و تشویق کارآمد به وجود آید . Ø پیشرفتها پایش شوند . Ø دستاوردها حفظ گردند . 6- مرحله ارزشیابی باید سالانه از برنامههای ارتقای کیفیت ارزشیابی به عمل آید تا علل موفقیتها و احیانا شکستها مشخص گردد . اگر چه مدیران و کارکنان اغلب از نتایج مثبت اجرای برنامهها بیشتر شاد میشوند ولی تجربیات مثبت و منفی هر دو آموزنده میباشند ؛ هر تجربه منفی شاید فرصت بیشتری را برای کسب تجربه و یادگیری فراهم نماید ...
|