ارسال
در:
مبانی سازمان و مدیریت،
|
اگر از اغلب مدیران بپرسید که چه چیزی بر سر راه موفقیت آنها قرار دارد همان فهرست بلندبالای همیشگی شکایات را خواهید شنید: کمبود وقت، کاهش منابع، فقدان موقعیتهای مناسب.
وقتی دقیق تر مینگرید متوجه میشوید که اینها بیشتر بهانه هستند. چیزی که سد راه موفقیت مدیران میشود بیشتر جنبه شخصی دارد – یعنی تردیدی عمیق در رابطه با عمل کردن بر اساس قضاوت شخصی خودشان. آنها بهجای انجام آنچه واقعا برای پیشرفت شرکت و ترقی حرفهای خودشان لازم است، مسیر خود را بهسوی آنچه دیگران ظاهرا از آنها انتظار دارند منحرف میکنند. طبق مطالعات سالهای اخیر، اغلب مدیران با وجود پروژهها و هدفهایی که بهدرستی تعریف شدهاند و به رغم داشتن دانش لازم، بهخیال اینکه بصیرت و اختیار کافی ندارند وقت و قابلیت تولید خود را به هدر دادهاند. قدرت ابتکار عمل یکی از مهمترین و ضروریترین خصوصیات هر مدیر موفق است.
در بیشتر موارد آنچه مدیران بهعنوان تقاضاهای معلوم و معین میپذیرند در واقع بسیار محتاطانه انتخاب شدهاند. اغلب مدیران از آزادی عمل محدودشان شکایت میکنند، در حالی که کارفرمایانشان از عدم آمادگی آنها در ربودن موقعیت های مناسب شاکی هستند. مدیران کارآمد واقعی هدفمند هستند، به قضاوت شخصی خود اطمینان دارند و دیدگاههای بلندمدت برای تحقق هدفهای شخصیشان که مطابق با اهداف سازمان است، اتخاذ میکنند. آنها از چارچوب ادراک خود خارج میشوند و کارهایشان را در اختیار میگیرند.
بهطور خلاصه، در بیشتر موارد این خود مدیران هستند که اختیار عمل را از خود میگیرند. مدیران با کفایت و موثر تنها به انجام وظایف جداگانه بسنده نمیکنند، بلکه دید بسیار وسیعتری نسبت به سازمان و همچنین نسبت به حرفه خود دارند. در اینجا راهکارهایی را برای مدیران پیشنهاد میکنیم تا بتوانند با بکار گرفتن تواناییهای بالقوه خود موثر واقع شوند.
* نویسنده : تینا اسماعیلی
|
|
|
ارسال
در:
مدیریت ریسک،
مدیریت منابع انسانی،
|
در موضوع مدیریت ریسك، منابع انسانی دو نقش عمده دارد:
1- افراد، منبع ریسك هستند. مثلاً، كسری تعداد كاركنان، انجام نامنظم وظایف محوله، امتناع از پذیرش مسئولیتهای بیشتر و یا ترك خدمت یكی از آنها پس از گذراندن یك دوره آموزشی یكساله.
2- افراد در مواجه با مقوله ریسك، نقش بسیار مهمی دارند. مثلاً از هوش و استعداد خود در برخورد با مسائل و مشكلات غیرمنتظره استفاده میكنند و یا در جهت عملكرد بهتر سازمان و منفعترسانی به آن، حاضرند انرژی بیشتری صرف كنند. كارمند كلیدی این نوع سازمان، ممكن است نسبت به وظایفی كه انجام میدهد بازنگری مجدد كند تا از ایجاد تأخیر در انجام وظایف محوله جلوگیری كند یا یكی از دوستان بااستعداد خود را برای دستیابی به موقعیتی بهتر در كسبوكار، تشویق كند. منابع انسانی، عمدتاً شامل كاركنان تماموقت یك سازمان است كه مدیریت و كاركنان زیرمجموعه، اعضای خانواده، كاركنان تماموقت و پارهوقت و كاركنان فصلی را شامل میشود.
نویسنده : علی رضوانپور
|
|
|
ارسال
در:
الگوبرداری تطبیقی،
|
الگوبرداری، یعنی فرایند شناسایی و یادگیری از تجربیات برتر جهانی، ابزاری قدرتمند است كه نقشی بسیار مهم در تلاش برای پیشرفت و بهبود مستمر ایفا میكند.
1APQC این دستورالعمل را برای رسیدن به اهداف زیر تدوین كرده و خود را ملزم به پایبندی به آن میداند: * هدایت فعالیتهای مرتبط با الگوبرداری
* تقویت نگاه حرفهای و افزایش اثربخشی فرایند الگوبرداری
* كمك به اعضا در زمینه پیشگیری از وقوع زیانهای احتمالی
پایبندی به این دستورالعمل، باعث میشود تا الگوبرداری به روشی كارا، اثربخش و اخلاقی انجام پذیرد. مشروع این دستورالعمل كه طی فرایند الگوبرداری باید موردموافقت طرفین قرار گیرد، در ادامه مطلب ارائه شده است.
نویسنده : علی ارضپیما ، علی صفائیان
|
|
|
ارسال
در:
مدیریت تعارض،
|
در گذشتهای نهچندان دور، تعارض بهعنوان نیرویی ویرانگر تلقی میشد و مدیریت سازمان تلاش میكرد تا آن را از بین ببرد. اما پیشرفتهای جدید در علوم رفتاری سازمانها نشان داد كه تعارض، پیامد منطقی و مفید هر سازمان بوده و از سویی بسیار بدیهی و موردانتظار است زیرا افراد مختلفی كه در سازمانها مشغول به فعالیت هستند، هر كدام دارای ویژگیهای شخصیتی، اجتماعی و فرهنگی خاص هستند كه بروز تعارض را در سازمان ها اجتنابناپذیر كرده است. بعضی از مدیران بهعلت ناتوانی در درك این مطلب سعی كردند با توسل به شیوههای قهرآمیز، تضاد و اختلافنظرها را در سازمانهای خود سركوب كنند. در حالیكه تحقیقات نشان داده است سازمانهایی كه در آنها تضاد كمتری وجود دارد، در محیطهای رقابتی با شكست مواجه میشوند زیرا اعضای چنین سازمانهایی آنقدر متجانس هستند كه برای سازگاری یا تطبیق خود با شرایط محیطی آمادگی كمی دارند و یا چنان از وضع موجود راضی هستند كه تصور میكنند نیازی به بهبود وضع و تغییر وجود ندارند. درحالیكه تعارض به مثابه خون تازهای در رگهای سازمانهای پرتكاپو، پیشرو و موفق است و سروكار داشتن با تعارض بهطور طبیعی در ورای مدیریت هر سازمانی نهفته است (وتن، 1380).
نكته اساسی اینجاست كه بتوانیم تعارضات سازمانی را با استفاده از خلاقیتهای مدیریتی بهنحو مطلوب كنترل كنیم تا بتواند تغییراتی مثبت در سازمان بهوجود آورد، كیفیت تصمیمگیریها را بهبود ببخشد، افكار و نظریات جدید را در سازمانها مطرح كند، رضایت شغلی را افزایش دهد و خلاصه موجب پیشرفت و موفقیت در سازمان شود. در این مقاله سعی شده است كه از رویكرد سنتی درمورد تعارض فاصله گرفته شود و تعارض و اختلاف نظرهایی كه بروز آنها غیرقابل اجتناب است به مسیری سازنده سوق دهد.
نویسنده : محمدمهدی مؤمنی
|
|
|
ارسال
در:
مبانی سازمان و مدیریت،
|
هزاره پیشین، دو انقلاب ارتباطی از خود بر جای گذاشت كه به سرعت فراگیر شد و شیوه یادگیری و زندگی در جهان را تغییر داد. اولین انقلاب، اختراع ماشین چاپ توسط گوتنبرگ در 1440 بود و دومی، ظهور تكنولوژی كامپیوتر و اینترنت در پایان این هزاره. اولین انقلاب ارتباطی، تغییر پارادایم را تسریع كرد، دسترسی به دانش را برای همگان در جهان میسر ساخت و تأثیراتی شگرف در آموزش بهوجود آورد. انقلاب دوم نیز همین كار را در سطحی وسیعتر كرد و با از بین بردن بسیاری از مفروضات مربوط به سازمانها، یادگیری و رهبری را تحتتأثیر قرار داد.
در هزاره جدید، سازمانها بویژه آن دسته كه در حوزه تجارت و صنعت فعالیت میكنند، در مییابند كه آنچه در گذشته مؤثر بوده، الزاماً موفقیت در زمان حال را تضمین نمیكند. آنها بیش از پیش به یادگیری سازمانی و قابلیتهای آن در نوآوری و خلاقیت، پاسخگویی سریع به محیط غیرقابل پیشبینی و تغییرات داخلی برای حفظ بهبودمستمر، توجه میكنند.
نویسنده : محمدرضا لامعی رامندی
|
|
|